دوشنبه , خرداد ۲۸ ۱۳۹۷
خانه / پژوهش / تصوف وعرفان / معنای لغوی تصوف و صوفی

معنای لغوی تصوف و صوفی

درباره معنی واژه صوفی دیدگاه های مختلفی وجود دارد که مهم ترین آن ها به شرح زیر است:

۱-جامد بودن کلمه صوفی: بر اساس آنچه امام قشیری در الرساله القشیریه نقل می کند واژه صوفی جامد است و هیچ گونه اشتقاق عربی ندارد و صرفا برای نامیدن یک شخص یا گروهی به کار رفته است.

۲-صوفی منسوب به صف: هجویری در کشف المحجوب واژه صوفی را منسوب به صف می داند. چدا که اینان همیشه در صف اول بوده اند.برخی گفته اند مراد صف اول نماز است.بر اساس تحلیل لغوی اگر یا نسبت به کلمه صف افزوده شود حاصل آن کلمه صفی به معنای منسوب به صف خواهد بود نه صوفی لذا این دیدگاه پذیرفته نمی باشد.

۳-صوفی منسوب به صفه : احتمال دیگری که هجویری بیان می کند این است که این واژه منسوب به صفه است. از نگاه او این واژه به اصحاب صفه مستند است.پس از هجرت پیامبر به مدینه عده ای از مهاجران که جایی برای سکونت نداشتند در ایوان مسقفی پشت مسجد پیامبر ساکن شدند . در زبان عربی ایوان مسقف را صفه می گویند و از آن جا که این افراد همیشه در این مکان بودند به اصحاب صفه مشهور شدند. مجموع افرادی را که در این مکان ساکن شدند چهارصد نفر برآورد کرده اند که در میان آنها بزرگانی از اصحاب چون ابوذر و مقداد و سلمان می زیسته اند.اصحاب صفه افراد تهیدستی بوده اند که بیشتر به عبادت مشغول بودند و زهد یکی از شاخص ترین ویژگی آنها به شمار می رفته است.صوفیان چون ریشه و اساس خود را از زهد می دانند و اصحاب صفه نشان زهد درزمان پیامبر بوده اند لذا تلاش می کنند که ریشه لغوی کلمه صوفی را به صفه بازگردانند.بر اساس تحلیل لغوی این دیدگاه نیز چندان قابل دفاع نیست زیرا اگر یا نسبت به جای های آخر به کلمه صفه افزوده شود حاصل آن کلمه صفی می شود نه صوفی. از این رو این دیدگاه را نمی توان پذیرفت.

۴- ابونعیم اصفهانی در کتاب حلیه الاولیا احتمال اشتقاق کلمه صوفی از واژه صفا را مطرح کرده است. برخی برای تایید این نظر به شعر سعدی متوسل شده اند که می گوید :

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی                     صوفی نشود صافی تا در نکشد جامی

گویند صوفی را از این جهت صوفی گویند که در دل صفا دارد . از نظر علم اشتقاق این نظر پذیرفته نیست چرا که اگر به انتهای واژه صفا یای نسبت اضافه شود تبدیل به صفای می شود و با فرض حذف الف به کلمه صفی تبدیل می شود و از صفی تا صوفی تفاوت بسیار است.

۵- به باور برخی واژه صوفی در یونان قدیم ریشه دارد. در دوره پیش از سقراط افرادی خود را سوفوس یا سوفیست به معنای دانشور یا صاحب حکمت می دانستند که از کلمه سوفیا به معنای حکمت مشتق شده است. برخی کلمه صوفی را از این کلمه می دانند. هانری کربن چنین دیدگاهی دارد.

۶- این قول را ابونصرسراج طوسی در اللمع بیان کرده است و شیخ شهاب الدین سهروردی نیز در عوارف المعارف به آن اشاره کرده است. این دیدگاه شایع ترین نظریه درباره معنای کلمه صوفی است. بر این اساس صوفی از صوف و یای نسبت تشکیل شده است و از این رو صوفی را پشمینه پوش معنی کرده اند. صوفیان قدیم قایل به ریاضت و سیر و سلوک بودند و لباس های خشن و پشمینه می پوشیدند تا تنشان به آسودگی نیارامد لذا آنها را صوفی یعنی پشمینه پوش می نامیدند. جلال الدین همایی در مقدمه کتاب مصباح الهدایه اثر عزالدین محمود کاشانی به این نظریه اشکال وارد کرده است. به نظر او اگر یای نسبت به صوف که به معنای پشم است اضافه شود معنای پشمی می دهد نه پشمینه پوش. او خود در پاسخ این اشکال می نویسد : اسم منسوب بعضی از الفاظ و واژه ها مانند صوفی به معنای تلبس و تقمص یعنی پوشش به کار می رود. با شواهدی که بیان شد می توان گفت صوفی به معنای پشمینه پوش پذیرفتنی است و بهترین معنای لغوی صوفی همین است و به هر کدام از معانی ذکر شده دیکر اشکالی وارد است.

۷- واژه صوفی در دوره صفویه در دو معنای کاملا متفاوت به کار می رفت. قزلباش ها در دوره صفویه به صوفی معروف بودند. قزلباش در دوران بعد به پاسبان یا آجان معروف شد و امروزه جای خود را به پلیس که یک واژه فرهنگیست داده است. لازم به ذکر است که این معنای صوفی تنها در دوران صفویه کاربرد داشت و بعد از آن به کار نرفته است.

۸-اطلاق صوفی به مریدان شیخ صفی الدین اردبیلی : معنای دومی که از صوفی در دوران صفویه برداشت می شد مریدان شیخ صفی الدین اردبیلی بود. او در قرن هشتم هجری می زیست و مریدانش که صوفیان فدوی یا صوفیان صفاکیش بودند آداب خاصی داشتند. از جمله این که شبهای جمعه در تالار طاووس خانه جمع می شدند و به ذکر و ورد مشغول می شدند. هر تعداد از این صوفیان را رییسی بود که او را خلیفه می گفتند و خلیفه الخلفا که بزرگ همه خلفا بود نایب مرشد کامل محسوب می شد. این معنا نیز در دوره خاصی به کار می رفته و اکنون مهجور است.

۹- این معنا در قرون اخیر شیوع بیشتری پیدا کرده است و دراویش فرقه های بسیاری دارند مانند : نعمت الهی- گنابادی – قادری و غیره

و در آخر این فصل امروزه واژه صوفی بیشتر به دو معنا به کار می رود.یکی به معنای درویش که به مریدان فرقه های صوفیانه اگلاق می شود و دیگر کسی را گویند که اهل سیر و سلوک و عرفان عملی باشد.

والسلام

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *