چهارشنبه , مرداد ۲۴ ۱۳۹۷
خانه / پژوهش / نوروظلمت درکربلا / جنگ دنیا و آخرت

جنگ دنیا و آخرت

عمر سعد ( ابن سعد)

سابقه : او فرزند سعد ابن ابی وقاص سردار مشهور و فاتح ایران و بنیان گذار اولیه

کوفه است این امتیاز ها باعث شده بود او همواره دنبال موقعیتی همانند پدرش باشد او در حکومت بیست ساله معاویه همواره خود را به والی کوفه نزدیک می کرد تا شاید آرزوی دیرینه اش که دست یافتن به پست و مقامی بود برسد اما هیچ گاه به او توجه نشد .

        بعد از روی کار آمدن یزید و نزدیک شدن امام به شهر کوفه خلافت اموی که برای فرماندهی لشگر جنگجو بر علیه حسین ع می گشت او را بهترین گزینه تشخیص داد و در یک بازی سیاسی ابتداد حکم مأموریت و امارت منطقه ری را به او می دهند و می گذارند به مدت چند روز به همراه چند هزار لشکر خود را آماده کند و آنگاه در آستانه راه افتادن به سوی آرزوی تاریخی اش ناگهان شرط امارت ری را رفتن به کربلا و جنگ با امام حسین ع قرار می دهد او یک شب مهلت می گیرد اما وسوسه تاریخی امارت بر او غلبه می کند و با سپاه خود به طرف کربلا حرکت می کند .

ابن سعد در کربلا

–      روز سوم محرم با لشگر چهار هزار نفری به کربلا رسید و فرستادن پیک برای دریافت جواب امام حسین ع در مقابل پیشنهاد تسلیم شدن به ابن زیاد و نامه نگاری با ابن زیاد .

–      رسیدن دستور محاصره و جلوگیری از رسیدن آب به خیمه های حسینی و ارسال پانصد سوار به سوی شریعه فرات

روز هفتم ملاقات با امام حسین ع

امام فرمود وای بر تو آیا از خدایی که بازگشت توبه سوی اوست نمی ترسی و با من می جنگی ؟ در حالی که می دانی من فرزند کیستم و چه نسبتی را پیامبر دارم این گروه را رها کن و با من همراه شو تا مقرب درگاه الهی شوی . عمر سعد گفت : می ترسم خانه ام را خراب کنند حضرت فرمودند من بهتر از آن را به تو می دهم عمر سعد ساکت شد و جوابی نداد . امام در حالی که آنجا را ترک می کرد فرمودند : خدا به زودی تو را در بسترت بکشد و در روز قیامت نیامرزد امید دارم از گندم عراق جز اندکی نخوری و عمر سعد گفت اگر گندم نباشد جو خواهد بود .                                                                                       خوارزمی مقتل الحسین ج یک  صفحه ۲۴۵

اول تیر را می اندازد            اشهدو انا اول من رمی                                                                                                 ابن شهر آشوب مناقب ج ۴ ص ۱۰۹

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *