پنج شنبه , اسفند ۳ ۱۳۹۶
خانه / شهدا / وصیت نامه شهدا / وصیتنامه شهید امیرابراهیم

وصیتنامه شهید امیرابراهیم

بسم الله الرحمن الرحیم

و ما کان لنفس ان تموت الا باذن الله کتابا موجلا و من یرد ثواب الدنیا توبه منها و من یرد ثواب الاخره نوته منها و ستجری الشاکرین    سوره ال عمران آیه ۱۴۵

هیچ کس جز به فرمان خدا نخواهد مرد که اجل هر کس در لوح فضای الهی به وقت معین ثبت است و هر که برای یافتن متاع دنیا کوشش کند از دنیا بهره مندش کنیم و هر که برای ثواب ابدی آخرت سعی نماید از نعمت آخرت برخوردارش گردانیم و البته خداوند سپاسگذاران را جزای نیک خواهد داد.

          درود بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران خمینی کبیر و ابراهیم زمان و درود بر حزب الله که از ۱۵ خرداد تاکنون یار و یاور امام بودند و هستند و سلام بر عاشورا و شهیدان روز عاشورا از ۱۵ خرداد تا ۲۲ بهمن تا کربلای سرچشمه تهران در کربلای معنوی بی وسعت ایران .

ای خدای مهربان تو خود می دانی که برای چه این راه را انتخاب کردم و در این راه از هیچ کوششی دست نخواهم بر داشت تو آگاهی که من با شناخت و رهنمودهای امام خمینی به میدان نبرد حق علیه باطل شتافتم و به خاطر تحکیم و استواری اسلام و تداوم انقلاب اسلامی و خط امام که همانا خط صراط المستقیم است به جهاد فی سبیل الله راهی شدم تا پرچم اسلام روی بزرگترین قله این جهان بر افراشته شود اگر چه خونم به زمین ریخته شود زیرا این خون در مقابل اسلام و قرآن هیچ ارزشی ندارد چنان که می دانیم سرور همه شهیدان امام حسین (ع) و ۷۲ تن از بهترین یارانش در روز عاشورا در صحرای کربلا از جان خود گذشتند و خون خود را در راه اسلام و قرآن فدا نموده اند خداوندا مرا ببخش که نتوانستم کاری نیک انجام بدهم و نتوانستم خدمت بزرگی به تو بکنم خداوندا مرا ببخش که تمام عمرم را با گناه سر کرده ام زیرا پرده خفت و خواری طوری چشمانم را گرفته بود و هیچ جا را نمی دیدم ولی اکنون آن پرده را از جلوی چشمانم کنار زده ام و حقایق را می بینم چقار جالب است وقتی دو برادری در یک زمان و در یک مکان با همدیگر به شهادت می رسند و با هم به سوی معبود خویش سفر می کنند در آخر لحظات همدیگر را در آغوش می گیرند و چقدر جالب است وقتی پیرزنی که در روستا زندگی می کند و خیلی فقیر می باشد واز نظر خوراک و پوشاک در حسرتی می باشد تعدادی تخم مرغ هم که دارد می فروشد و پول آن را برای کمک به جبهه می فرستد و همچنین سخن کوتاهی هم با پدر و مادرم داشتم .

مادر عزیزم با سلام بر تو و پدرم می دانم که با چه رنج های زیادی من و برادرانم را بزرگ نموده اید و تا بدین جا رساندید و درود بر تو ای مادرم که با بهترین پرورش فرزندانت آنها را به نحو احسن بزرگ نمودی و تقدیم جامعه کردی من هرگز نتوانستم و نخواهم توانست ذره ای از زحمات شما را جبران کنم اما همین مقدار با خدای خود عهد بسته ام که اگر از آمدنم به جبهه ثوابی برایم منظور داشته است تمامی آن را ب شما عطا کند .

برادران و خواهران از یاری نمودن به امام خود کوتاهی نکنید و راه حق در زندگی را انتخاب کنید راه مردان حق را بروید و احترام به پدر و مادرتان بگذارید و پیرو خط علمای دلسوز و واقعی باشید . تا آنها شما را به سعادت برسانند در نماز جمعه و جلسات مذهبی شرکت کنید تا رستگار شوید .

در پایان از مادرم  می خواهم که من یک سال نمار و روزه دارم به هر وسیله ای شده ترتیب آنها رابدهد و در آخر از همه دوستان و آشنایان طلب حلالیت و التماس دعا دارم .

والسلام

۲۰/۹/۶۹

یک نظر

  1. avatar
    پويا تقي خاني

    روز دشمن شب میشه ، تا به خط میزنید همه
    به ندای خمینی و با نوای یا فاطمه
    روی لب های خشکتون، السلام علی الحسین
    علی اکبرشدین، برای پیر خمین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *