جمعه , شهریور ۳۰ ۱۳۹۷
خانه / دانش و زندگی / توجه به کودک

توجه به کودک

اگر یکی دو روز خانه‌شان نمی‌رفتیم، وقتی می‌آمدیم می‌گفتند: «کجاها بودید شما؟ اصلاً مرا می‌شناسید؟» یعنی این طور مراقب اوضاع بودند! این قدر متوجه بودند. من بچه خودم، فاطمه را، بعضی اوقات می‌بردم. یک روز وارد شدم، دیدم آقا توی حیاط قدم می‌زنند. تا سلام کردم، گفتند: «بچه‌‌ات کو؟» گفتم: «نیاوردم، اذیت می‌کند.» به حدی ناراحت شدند که گفتند: «اگر این دفعه بدون فاطمه می‌خواهی بیایی، خودت هم نباید بیایی.» این قدر روحشان ظریف و لطیف بود.

می‌گفتم: آقا! شما چرا این قدر این بچه‌‌ها را دوست دارید؟ چون بچه‌‌های ما هستند، دوستشان دارید؟

می‌گفتند: «نه، من به حسینیه که می‌روم،‌ اگر بچه باشد حواسم می‌رود دنبال بچه‌‌ها. اینقدر من بچه‌‌ها را دوست دارم. بعضی وقت‌‌ها که صحبت می‌کنم، می‌بینم که بچه‌ای گریه می‌کند یا بچه‌ای دارد دست تکان می‌دهد، یا به من اشاره می‌کند، حواسم می‌رود به بچه.

نقل از: خانم زهرا اشراقی(نوه امام)

منبع : کتاب زندگی به سبک روح الله

بچه باید بچگی کند

وقتی بچه‌‌ها شیطنت می‌کردند و ما اعتراض می‌کردیم، می‌گفتند:

من هم که بچه بودم، شیطنت می‌کردم. فکر نکنید که بچه باید آرام باشد. در هر سنی اجازه بدهید آن کاری که خاص آن سن هست، انجام بشود.

بگذارید بچه‌‌ها بچگی کنند، این کار را اگر حالا انجام ندهند، ممکن است در یک موقعیت سنی دیگر بخواهند این کار را بکنند که آن وقت برایشان شایسته و برازنده نیست.

منظورشان بیشتر تلاش و پر جنب و جوش بودن بچه‌‌ها و بازی کردن آنها حتی در جای کوچک بود.

نقل از: خانم فرشته اهرابی(نوه امام)

منبع : کتاب زندگی به سبک روح الله

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *