سه شنبه , مرداد ۲۳ ۱۳۹۷
خانه / پژوهش / مهدویت وآخرالزمان / حضرت مسیح در زمان ظهور

حضرت مسیح در زمان ظهور

جایگاه حضرت عیسی(ع) در قرآن و پس از آن در احادیث نبوی و روایات معصومین(ع) جایگاهی یگانه دارد و موضوع بازگشت عیسی(ع) در آخرالزمان در برخی از منابع روایی تحت عنوان «أَشْرَاطِ السَّاعَه» گنجانده شده است؛ یعنی یکی از علائم یا نشانه‌های فرا رسیدن «ساعه» یا قیامت، نزول عیسی(ع) از آسمان است که با نشانه‌های دیگری همچون ظهور مهدی(عج) و خروج دجال همراه است.

عیسی(ع) تنها چهره قرآنی پس از آدم است که به گونه‌ای غیر طبیعی قدم به طبیعت و تاریخ می‌گذارد.و نیز به طور خارق العاده‌ای حضور فیزیکی‌اش از پهنه‌ی طبیعت و عرصه‌ی تاریخ به پایان می‌رسد تا دوباره در آخرالزمان ظهور کند. دو عنوان «کلمه» و «مسیح» را که عناوین مسیحی برای عیسی(ع) به شمار می‌روند، قرآن نیز بر او اطلاق می‌کند؛ با این حال، قرآن اعتقاد به تثلیث را کفر دانسته و از آن نهی کرده است.همچنین قرآن مجید به صلیب کشیده شدن او را نفی می‌کند و تصریح می‌دارد که خداوند او را به آسمان به سوی خویش بالا برده است.

قرآن گرچه باور تاریخی یهودی- مسیحی مربوط به مصلوب شدن عیسی(ع) را رد می‌کند، اما اعتقاد مسیحیان به عروج عیسی به آسمان را تأیید می‌نماید. به باور مسیحیان عیسی(ع) در روز سوم پس از مصلوب شدن از مرگ برخواست و به سوی آسمان بالا رفت پس از آن انتظار جماعت اولیه مسیحی آن بود که او به مثابه‌ی «پسر انسان» از آسمان بر روی ابرها به زمین باز گردد و پادشاهی موعود خداوند را برقرار سازد.[۷]

قرآن کریم بنا بر فهم بسیاری از مفسّران، به بازگشت یا «نزول عیسی» در مواردی اشاره دارد. به عقیدۀ بسیاری از مفسران آیه‌ی: «و او [مسیح‏] سبب آگاهى بر روز قیامت است. (زیرا نزول عیسى گواه نزدیکى رستاخیز است) هرگز در آن تردید نکنید…»، اشاره به همین معنا دارد.

باور به نزول عیسی(ع) در آخرالزمان به ادعای بسیاری از محدّثان مسلمان، باوری غیر اختلافی میان فرقه‌های مسلمان و مبتنی بر احادیث و روایات متواتر است. جلال الدین سیوطی از قول محمد سجزی می‌نویسد: «اخبار مربوط به آمدن مهدی … . این‌که عیسی با او خروج می‌کند و … به تواتر رسیده است».

نگاه اهل سنت

نکته‌ای که می‌توان از میان احادیث مربوط به نزول عیسی(ع) در منابع اهل سنت دریافت، این است که کارکردهای منجی آخرالزمانی تماماً یا عمدتاً به او نسبت داده می‌شود. ابو داوود در سنن خود حدیثی نقل می‌کند که بر همین نکته تأکید دارد. مطابق این حدیث، رسول خدا(ص) فرمود: «بین من و او- یعنی عیسی(ع)- پیامبر دیگری نیست و او نزول می‌کند. هرگاه او رادیدید بشناسیدش … او با مردم به جهت اسلام می‌جنگد، صلیب را می‌شکند و جزیه را بر می‌دارد و خداوند در زمان او همه‌ی امت‌ها را به جز اسلام هلاک می‌کند. و مسیح، دجّال را می‌کشد، پس از آن چهل سال در روی زمین می‌ماند و سپس فوت می‌کند و مسلمانان بر او نماز خواهند خواند».

نگاه عرفانی – تصوّفی

پیش از آن‌که به تصویر شیعی جایگاه عیسی(ع) در آخرالزمان بپردازیم، لازم است نگاهی به نظریه عرفای مسلمان بیندازیم. همان‌گونه که ابن خلدون نیز بیان داشته، افکار متصوّفه درباره‌ی ولایت و مباحث مربوط به آن تحت تأثیر اعتقاد شیعه به امام معصوم است.

ابن عربی و نیز به تبع او عرفای غرب عالم اسلام، اهمیت خاصی به موضوع مهدی می‌دهند. از عنوان بابی که وی در فتوحات به این بحث اختصاص می‌دهد، می‌توان فهمید که برای او جایگاه مهدی در آخرالزمان، باوری اسلامی و چیزی بین نظریه اهل سنت و دیدگاه شیعه امامیه است. او بخش مربوطه را که باب ۳۶۶ از کتاب فتوحات است، چنین عنوان می‌دهد: «شناخت جایگاه وزرای مهدی که از اهل بیت است و بنا بر بشارت پیامبر اسلام در آخرالزمان ظهور می‌کند»،اما برای او وزرای مهدی مظهر عرفان و آگاهی‌اند و لذا از اهمیت بیشتری برخوردارند. وی در بارۀ ایشان می‌نویسد: «و خداوند گروهی را که از مکنون غیبش آگاه ساخته، وزرای او (=مهدی) قرار می‌دهد. خداوند ایشان را به طریق کشف و شهود بر حقایق و احکام الاهی آگاه گردانیده، و به مشورت ایشان است که امور فیصله می‌یابد. آنان عارفانی هستند که بر همه چیز آگاهی دارند، اما خود او (=مهدی) صاحب شمشیر حق و اهل سیاست مدنی است و از جانب خداوند به آن چه شأن و مقامش اقتضا دارد، آگاه است». همچنین می‌نویسد: «و ایشان [=وزرای مهدی] از عجم هایند و بین ایشان عرب وجود ندارد، ولی به عربی سخن می گویند. در میان ایشان، الحافظ وجود دارد که از جنس ایشان نیست و اصلاً معصیت را مرتکب نشده است. او خاص ترین وزیر و برترین امین است».

البزنجی معتقد است که این «الحافظ» همان عیسی(ع) است؛ زیرا تنها انبیا هستند که معصومند.

نگرش شیعی

در باور شیعه در آخرالزمان عیسی(ع) نیز در کشتن دجّال و برتری بخشیدن دین اسلام و در ایجاد جامعۀ آرمانیِ آخرالزمانی، نقش ایفا می‌کند، اما بر خلاف اهل سنت که برتری شخصیتی را به عیسی(ع) در مقابل مهدی می‌دهد، شیعۀ امامیه، مهدی را از ائمه معصوم و در واقع، دوازدهمین و آخرین امام معصوم می‌داند.

علامۀ مجلسی(ره)، پس از نقل احادیث مربوط به اقتدای عیسی(ع) به مهدی(عج) در نماز، و پس از پیش کشیدن مسئله‌ی برتری امام یا نبی می‌نویسد: «عیسى و مهدى هر دو، دو پیشوا هستند. یکى پیغمبر و دیگرى امام. اگر آنها در محلى اجتماع کنند و امام سمت پیشوایى پیدا کند، قهراً نسبت به دیگرى که پیغمبر است مقتدا و پیشواست…».

مهدی در باور امامیه، فرزند امام حسن عسکری(ع) است که به دنیا آمده و اکنون به دلایلی در پردۀ غیبت به سر می‌برد و هرگاه خدا بخواهد ظهور خواهد کرد. در باور شیعه، هم مادر امام زمان(عج) نرجس و هم خود ایشان و نحوۀ تولدشان به گونه‌ای با عیسی(ع) پیوند خورده است. بنابر منابع اولیه امامی، نرجس دختر یا نوۀ قیصر روم بود که در خواب جریان خواستگاری‌اش توسط پیامبر اسلام(ص) از عیسی(ع) برای امام عسکری(ع) را می‌بیند و به او گفته می‌شود که برای این منظور باید خود را به اسارت جنگاوران مسلمان در آورد تا در نهایت، به کنیزی امام عسکری(ع) در آید از طرف دیگر، هم چنین باور شیعه بر آن است که به امامت رسیدن امام زمان(عج) همانند به نبوّت رسیدن عیسی(ع) در طفولیت صورت پذیرفت و خداوند از همان ابتدا به ایشان حکمت و عصمت بخشید.

ایمان شیعه بر آن است که زمین هرگز از حجت خداوند خالی نمی‌ماند و لذا محال است که امامی معصوم، هرچند در پشت پرده‌ی غیبت وجود نداشته باشد.هم ایمان مسیحی بر عروج عیسی(ع) و هم ایمان شیعی به تولد حضرت حجت(عج) مبتنی بر شهادت مؤمنانی بود که چنین انتظاری از پیش در آنان شکل گرفته بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *