سه شنبه , مهر ۲۴ ۱۳۹۷
خانه / پژوهش / صحیفه سجادیه / ریشه‏ هاى سیّئات اخلاقى‏

ریشه‏ هاى سیّئات اخلاقى‏

ریشه‏ هاى سیّئات اخلاقى‏

کتاب : تفسیر و شرح صحیفه سجادیه جلد دوم
نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

عارفان بیدار، عاشقان آگاه و آنان که در مقام تزکیه نفوسند با تکیه بر آیات و سنّت رسول اسلام ومعارف اهل بیت فرموده‏اند: اصول و ریشه ‏هاى سیّئات اخلاقى سه مورد است:
شهوت- غضب- هوا.
و از این سه مورد هفت گیاه تلخ بروید: حرص و بخل، عجب و کبر، بدعت و کفر و حسد.

علاج سیّئات اخلاقى‏
سوره مبارکه حمد در صورت توجّه به حقیقت آن، براى علاج این موارد است.
در « بِسْمِ اللَّه الرحمن الرحیم‏ » سه نام است:
اللَّه- رحمان- رحیم. کسى که در مقام معرفت اللَّه بر آید و این معنى در قلبش تجلّى کند که اللَّه ذات مستجمع جمیع صفات کمال است و معبود و محبوب و معشوق و کارگردانى جز او نیست و مُلک و ملکوت هستى به دست اوست، از عبادت هوا خلاصى یابد و جز خلوص و تسلیم در برابر عظمت حق و فرمان‏هاى او در کارگاه وجودش نماند، که هوا پرستى معلول‏ دورى از معرفت و محصول خودبینى و بى توجهى به حضرت معبود است.
یا مُوسى! خالِفْ هَواکَ فَإنّى ما خَلَقْتُ خَلْقاً نازَعنى فى مُلْکى إلَّا الْهَوى‏. «۱»
اى موسى! با هواى نفس مخالفت کن، که در تمام هستى براى من مخالفى جز هوا نیست.
بریدن از حق نتیجه‏اى جز پیوستن به هوا ندارد. چون هوا بر وجود حاکم گردد در درون و برون طوفان‏ها بپا کند که چیزى در برابرش سالم نماند!
کسى که به حقیقت رحمانیّت توجه کند، قلبش به این صفت آراسته گردد و جانش به این حقیقت نورانى شود و عقلش از این واقعیت روشنایى گیرد؛ آن زمان جایى براى آتش غضب در ظرف نفس نمى‏ماند و در آن صورت عقل و روح و قلب و جان از عوارض خطرناک این آتش شیطانى در امان مى‏ماند.
از عوارض غضب، ولایت خواهى و برترى جویى است. چون توجه شود به:
الْمُلْکُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمنِ» «۲»
در آن روز فرمانروایى مطلق براى [خداى‏] رحمان ثابت است.
دیگر غضب و خشمى جز در راه او و براى او و محض او براى انسان نمى‏ماند.
کسى که به حقیقت رحیمیّت برسد و سعى کند این وصف جمیل را در عرش دل تجلّى دهد، از ظلم به خود و به دیگران مصون شود.
با توجه به حقیقت «
الْحَمدُ لِلّهِ‏
» که نشان دهنده مختص بودن تمام سپاس‏ها به خداست، به مقام شکر مى‏رسد که خرج نعمت در همان راهى است که منعم دستور داده؛ در این صورت از شهوت غلط مى ‏رهد. و چون شاکر برده شهوت نیست از خطر بخل و حرص محفوظ مانده و از این دو آفت شهوت در امان مى ‏ماند.
با الرَّحْمن الرَّحیم» «۳» و مالِکِ یَوْمِ الدّین» «۴» ریشه غضب کنده مى ‏شود و با إِیِّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» «۵» دو شاخه خطرناک کبر و عجب بریده مى ‏گردد!
چون به صراط مستقیم رسد، از شرّ هوا راحت مى ‏شود و چون هوا برود آفت کفر و بدعت نابود گردد. و با توجه به وضع خطرناک مغضوبین و ضالّین که بر اثر حسد به اولیاى خدا دست به مخالفت با حقایق الهیّه زدند و به غضب حق و گمراهى دچار شدند، مرض سهمناک حسد چون مرغى از قفس قلب پریده و فرار مى‏نماید.
راستى، اگر مواظب وضع نفس نباشیم کار را به جایى مى‏رساند که به تمام رذایل گرفتار شود و از همه حسنات دور بماند، آنوقت تمام روزنه‏هاى نجات به روى انسان بسته مى ‏شود و از آدمى جز شرّ و ضرر و خسارت و زیان بر جا نماند.
بر ما واجب است که در شبانه روز ساعتى را با نفس خود خلوت کرده و به وضع او برسیم و با او سخن گفته وى را محاکمه کنیم.

مواظبت بر نفس‏

ابن سِماک هر روز به نفس خود خطاب مى‏کرد:
یا نَفْسُ تَقولینَ قَوْلَ الزّاهِدینَ و تَعْمَلینَ عَمَلَ الْمُنافِقینَ و فِى الْجَنَّهِ تَطْمَعینَ! هَیْهاتَ، إنَّ لِلْجَنَّهِ اقَواماً آخَرینَ و لَهُمْ أعْمالٌ غَیْرُ ما تَعْمَلینَ. «۴۶
اى نفس! گفتارت، گفتار زاهدان ولى کردارت کردار منافقان است، در این صورت به بهشت حق طمع مى ‏ورزى! چه اندازه از حقیقت دورى! بهشت را مشتریان دیگرى است و براى آنان عملى غیر از عمل توست.
اگر از نفس مواظبت نشود اسیر شیاطین داخلى وخارجى گشته و آدمى را از خداى مهربان دور نموده تبدیل به هیزم جهنّم مى‏ کند.
قرآن در این زمینه مى ‏فرماید:
قَالَ فَبِمَا أَغْوَیْتَنِی لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ* ثُمَّ لَآتِیَنَّهُم مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شَاکِرِینَ* قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْءُوماً مَدْحُوراً لَمَن تَبِعَکَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنکُمْ أَجْمَعِینَ» «۷»
گفت: به سبب این که مرا به بیراهه و گمراهى انداختى، یقیناً بر سر راه راست تو [که رهروانش را به سعادت ابدى مى‏رساند] در کمین آنان خواهم نشست.* سپس از پیش رو و پشت سر و از طرف راست و از جانب چپشان بر آنان مى‏تازم و [تا جایى آنان را دچار وسوسه و اغواگرى مى‏کنم که‏] بیشترشان را سپاس‏گزار نخواهى یافت.* خدا فرمود: از این جایگاه و منزلتت نکوهیده و مطرود بیرون شو که قطعاً هر که از آنان از تو پیروى کند، بى‏تردید جهنم را از همه شما لبریز خواهم کرد.

تفسیر آیه فوق از کلام امام باقر علیه السلام‏

امام باقر علیه السلام این آیه را به احسن وجه تفسیر فرموده:
پیش رو، پشت سر، راست و چپ، اصطلاح است. مى ‏گوئیم فلانى از چهار طرف محاصره شده. بنابر این معناى آیه این مى‏ شود:
مِنْ بَیْنِ أیْدیهِمْ: مَعْناهُ اهَوِّنُ عَلَیْهِمْ أمْرَ الْآخِرَهِ.
«از پیش رو» یعنى مسأله آخرت را نزد آنان آن چنان سبک مى‏کنم که آن را از یاد ببرند، چون از یاد بردند به انواع معاصى آلوده مى‏شوند.
وَمِنْ خَلْفِهِمْ: آمُرُهُمْ بِجَمْعِ الْأمْوالِ وَالْبُخْلِ بِها عَنِ الْحُقوقِ لِتَبْقى لِوَرَثَتِهِمْ.
«از پشت سر» یعنى آنان را تشویق به جمع کردن ثروت و بخل‏ورزى از حقوق مالى مى‏کنم، تا همه ثروت به ورثه برسد و آنان از منافع اخروى مال محروم بمانند!
وَعَنْ أیْمانِهِمْ: افْسِدُ عَلَیْهِمْ أمْرَ دینِهِمْ بِتَزْیینِ الضَّلالَهِ وَتَحْسینِ الشُّبْهَهِ.
«از طرف راست» یعنى با زینت دادن گمراهى و نیکو جلوه دادن شبهه، مسأله دین را بر آنان فاسد مى‏کنم.
وَعَنْ شَمائِلِهِمْ: بِتَحْبیبِ اللَّذّاتِ إلَیْهِمْ و تَغْلیبِ الشَّهَواتِ عَلى قُلُوبِهِمْ. «۸»
«از طرف چپ» یعنى لذّات غلط و شهوات بى‏جا را محبوب قلب آنان مى‏نمایم تا چون ماهى در آب، غرق در مادّیگرى شوند. آن وقت است که از دایره شکر بیرون مى‏روند و تمام نعمت‏هاى مادّى و معنوى را در غیر راه خدا به خرج مى‏گذارند و چون این شود خانواده و جامعه به فساد و تباهى کشیده شوند.

گذشت عمر و نشد شاد جانِ خسته دمى‏
غمى نرفته ز دل بر دلم نشست غمى‏
ز سوز سینه ما ساز را حکایتهاست‏
به پرده‏اى که برآرد زیر و بمى‏
مگر فسرده دلم زندگى ز سر گیرد
کجاست زنده دلان همدم مسیح دمى‏
مرا به جام جهان بین نیاز نیست که هست‏
درون سینه دل روشنم چو جام جمى‏
زبان دل نتوان با هزار افسوس بست‏
چه غم شکست به دست ستم اگر قلمى‏

(مشفق کاشانى)

پی نوشت ها:
______________________________

(۱)- التفسیر الکبیر، فخر رازى: ۱/ ۲۶۷٫
(۲)- فرقان (۲۵): ۲۶٫
(۳)- فاتحه (۱): ۳٫
(۴)- فاتحه (۱): ۴٫
(۵)- فاتحه (۱): ۵٫
(۶)- روضه الواعظین، نیشابورى: ۲/ ۴۱۵٫
(۷)- اعراف (۷): ۱۶- ۱۸٫
(۸)- ترجمه تفسیر مجمع البیان: ۲/ ۴۰۳، ذیل آیه ۱۷ سوره اعراف؛ بحار الأنوار: ۱۱/ ۱۳۲، باب ۲٫

پایگاه عرفان

یک نظر

  1. avatar

    تشکر
    استفاده کردیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *